تبليغاتX
یک فنجان قهوه

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم

به به به به حال شما ؟؟؟چطورایین؟؟

منم خوبم یعنی فکر کنم که خوبم امتحانت عزیز و دوست داشتنی و شیرین تموم شد

 و من در تعطیلات به سر میبرم 

منم خوووب نه که هر روز مشغول درس خوندن بودم اینه که شب اول

به شکل شگفت انگیزی حوصله ام سر رفته بود

بعدشم نه که من داوینچی هستم زدم تو خط نقاشی یه چیزی همینجوری کشیدم

الانم دارم ماکارونی می خورم (سلام شاذه جـــــــــــــــــــون)

دیروز هم انتخاب واحد ترم تابستونه بود و از اونجایی که دانشگاه متمدن

 ما هم بالاخره به سیستوم اینترنتات مجهز گردیده است

ما بسی شادمان در اتاقمان نشستیم و بسی شادمان تردرسهای خفنی بر داشته ایم

وااااااااااااااای از شنبه دوباره باید برم سر کلاس درس و شونصد ساعت این استادهای

جیگر و ببینم و حض بصر ببرم

عجب ماکارونی شده ها لامصب 

و احتمالا باید به فکر یه مانتوی تابستونه باشم که تو این گرما

و هوای ایییییییییش بتونم تحملش کنم

خوب حالتون چطوره باسهمیه بندی بنزین؟؟؟؟

دوووسش دارین؟ دولت محترم که من مردم برای محترمیش خوب بهتون میرسه؟؟

ولی احمدک به نظرش رسیده اون طوری که باید و شاید

شما رو خوشحال نکرده گفته باید برق هم سهمیه بندی بشه 

فک کــــــــــــــــــن همین الانش که سهمیه بندی نیست تو ۲۴ ساعت

۲۵ ساعتش و برق نداریم ووووااااااای که اگه برق سهمیه بندی بشه

چقده زندگی شیرین میشهووووووووای چقد رویایی

راستی من دیشب وقتی چشمم به به جمال دکی منور شد بد جوری یه فکر تو سرم رژه میره

این دکی با این قدمهای ظریفش که عین طاووس راه میره

و اون لبخندهای سکسی( اینها چند تا نمونه بود )

که حتی اسمشو نبر هم با دیدنش یه جووری میشه خیلی به درد مانکن شدن میخوره

و می تونه بدون هیچ نگرانی بعد از پایان دوران با شکوه ر..دن تو مملکت بره مانکن بشه

فکر خوبیه؟؟؟؟؟؟

ووووووای بهتون نگفتم؟؟؟ نمی دونین چقده نمره هام

 خوووب شدن اینقده خوشحالم

حالا من میگم خوووب شما فکر نکنین که ۱۹ و ۲۰ شدم نههههه

مثلا ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ اینا نمره ها ی خوبین دیگه نیستن؟؟؟؟؟

نمره ی یه درس دیگه هنوز نیومده که اگه اون و پاس کنم بره گم شده

 وووووووووووووای رااااااحت میشم

ازش متنفرم

مدیر گروه نازنینمون رفته و سایه ی شومش و از سر ما بر داشته

( البته فعلا که خبرهای رسیده از حاکی از رفتن دائمی عالیجناب هستن که امیدواریم واقعا دائمی باشد ... است ....)

میگم من ماکارونی خوردنم تموم شده ها فکر نکنین هنوزم دارم می خورم

بعدشم  من دیگه حرفی برای گفتن ندارم

 شما دوستای خوب توی خونه رو به خدای خوب و مهربون میسپرم

( یادتووونه مجری های برنامه های کودک که یه میووون سال

پیش میدیدیم اخر برنامه موقع خدافظی اینا رو می گفتن یادتووونه؟؟؟؟؟)

راستی سلام اقای محسن (قهوه) پروژتون در چه حال؟؟

منم یه خواهر دارم که مهنس کامی  (نرم افزار )خونده

یه پروژه ی دربو داغونم نوشته داده استادش بعدش توش

 یه سری ورد و جادو خونده و اب دعا ریخت

رو پروژش استاد بهش داد ۱۹.۵ حالا فکر میکنه که خیلی بلده

 هی منتظر از مایکروسافت بیان دنبالش و بیل گیتس و بندازن بیرون این و جاش بذارن

 ای داد بیداد عجب روزگاری شده حالا میگن جوونا بلند پروازی ندارن

پس اینا چیه از اینم بلند پرواز تر ایا؟؟؟؟

با تشکر از شما عزیزان ما میرویم 

خدافظ

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 13:48 توسط ::قهوه::


سلام سلام سلامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

بالاخره قهوه برگشت به دنیایی اینترنت بعد از چند روز درس خوندن و شب نخوابیدن و

صبح زود بیدار شدن بالاخره امتحانات تموم شد البته یه امتحان دیگه هست که میشه روز دوشنبه و

چون خیلی دوووور حالا حالا ها بهش فکر نمی کنم

واااااااااااااااااااای که چقدر خستم عرض به حضورتون که یکشنبه یه امحان سخخخخخخخخخخخخخخت

داشتم که باید اسم یه میییوووون گیاه و خصوصیاتشون و شکل هاشون یاد میگرفتم

که خوب میشه گفت گرفتم ولی نمی دونین تا برسم سر جلسه امتحان چه استرسی کشیدم

از شدت و دل پیچه داشتم می مردم

و این قدر که من خوش سانسم همین که خواستن برگه ی منو بدن تموم شد و دوباره کلی استرس

 کشیدم تا برای منم برگه بیارن

ولی امتحانشو خووووب دادم

الان یه قهوه ی اویزوون و  خسته با چشمای خون چکان و یه میییوووون سردرد

این جا نشستم که اعلام حضور کنم

و شماها دلتون و واسه حلوا و خرما ی من صابون نزنین

فعلا تا این جا شو داشته باشین تا امتحان اخری رو هم بدم 


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 13:24 توسط ::قهوه::