تبليغاتX
یک فنجان قهوه

سلام سلــــــــــــــــــــام

واي كه مردم از خوچحالي فكـــــــــــــــر كن

يادتونه گفتم حس درس خوندن ندارم خوب اخه من حسم خيلي قويه بيخود كه نيست

البته من هيچ وقت حس درس خوندن ندارم ولي اين دفعه اي ديگه خيلي شديد بووود

تو شهر ما يه ۱۴ سالي ميشد كه برف نيومده بود

حالا به اين داستان توجه كنين

نويسنده قهوه

قهرمان داستان قهوه

قهوه خانوم تو اتاق خواهرش در حاليكه داره به افتاب تو

 اسمون نگاه ميكنه: ما تا حالا باريدن برف و نديديم

خواهرش: چرا ديگه پارسال كه رفته بوديم پلور داشت برف ميباريد

قهوه: اها اره ولي خيلي كوچولو بودن

-----------------------------------------------------------------------------------------------

فردا صبح:

قهوه ساعت نه به زور بلا از خواب بيدار شد داشت موهاشو برس

 ميكشيد و خميازه هم مي كشيد

( چه بكش بكشي شد) كه چشمش خورد به سقف همسايه ي

روبه رويي و چشماش اين قد شد

بعد همسايه ي بغلي و بعد با سرعت نور پرده اتاقش و كنار زد و ديد

حياط از برف سفيد شده و برف ها چاق و چله داره از اسمون ميباره

هيچي ديگه  از ذوقش ديگه تا شب درس نخوندهي دعا كرد بيشتر برف بياد

 شايد امتحاناتش كنسل بشه

فردا صبحش يكي از دوستاش زنگ زد كه من پام شكست

 تو نبايد يه خبري از من بگيري و از اين حرفا

قهوه هم كه غصه ناك گفت كه اصلا نميتونه درس بخونه

و چرا برف قطع شد و اي كاش امتحانات كنسل ميشد

ده دقيقه بعد از همين دوستش يه اس ام اس اومد زنگ بزن يه خبر خوووب بهت بدم

قهوه همين كه زنگ زده گفته ميدونم ميخواي بگي همه ي امتحانات تا دو بهمن كنسل شده

ولي اون گفت نه فقط امتحانات ۱۹ و ۲۰ دي كنسله

قهوهخووووب خوشحال شده ولي بازم جا داشت براي خوشحال بيشتر

كه دو شب پيش خبر رسيد امتحانات تا دو بهمن به دليل شرايط نامساعد جوي كنسل ميباشد

وما اينقــــــــــــــدر خوچحاليم كه حد ندارد

حالا اگه ارزويي چيزي دارين بگين من براتون يه دعايي ميكنم

ولي من بازم نميتونم درس بخونم

اين روزا همش فشارم پايين و مدام سرم گيج ميره و ميخوام بخوابم

 فكر كنم دارم به ملكوت اعلا مي پيوندم

الانم كه چشمم همش به پنجره است ببينم كي دوباره برف مياد

هي روزگار نميشد كلهم اجمعين (؟؟) امتحانات لغو بشه كم منم هي فشارم بالا پايين نشه؟؟

دوستدار شما قهوه مستجاب و الدعوه ( اره؟؟)

خدافظ

 


لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 14:13 توسط ::قهوه::


سلام

خوب لازم كه بگم ايا؟؟؟

الان تو فرجه براي امتحانات سرطان زا هستم و دارم ميميرم اخه نميتونم تمركز  كنم و درس بخوووونم

خيلي بلاتكليفي بديه و لي چه كار كنم كه هرچي تلاش ميكنم نميشه

امتحاناتم از نوزدهم شروع ميشه تا ۲ بهمن ۲۰ واحد هم دارم كه همشون درساي اختصاصي هستن

اه خداوندا هم اكنون قهوه را بكش

اين امتحان لعنتي اولم اين قدر جزوه و كتابش طولانيه كه روانيم كرده و

منم كه اصلا نميتونم تمركز كنم و خيلي كند پيش ميرم

 بدبختانه در حين امتحان وقت زيادي ندارم مجبورم بعضي از درسا رو تو فرجه بخونم ولي مگه ميشه

خوش به حال اونايي كه الان تو تعطيلات هستن اااااااااااااااااااااااه

خدايا زودتر امتحاناتم و تموم كن

قبلا از همكاري شما مچكرم

راستي سال نوي ميلادي هم مبارك

 

فعلا خدافظ همگـــــــــــــــي


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 13:55 توسط ::قهوه::