خوبين ديگه ؟ ارره؟
emam holiday بهتون خوش گذشت؟
خداييش خيلي باحال براي كسي كه تو اين چند روز تونست
بره مسافرت به اندازه ي يه تعطيلات نوروز تعطيل بوده ديگه
من كه اين روزهاي جهنمي و مثلا درگير امتحانات هستم و مثلا دارم درس ميخونم
با توجه به پيشينه ي ننگينم فكر كنم خودتون الان بايد
بدونين كه اين روزا مشغول چه كارهايي هستم
مي دونين ديگه؟؟؟؟
خانومي كه شما باشي من دوشنبه داشتم ميرفتم
دانشگاه كه كارت ورود به جلسه مو بگيرم
يه جايي تو ترافيك مونده بودم كه يهو ديدم
هي صداي خرت و خرت و فرت و فرت
از بيرون مياد و از اونجايي كه خيلي ادم وارد و كار بلدي هستم
نفهميدم صدا از قرقارك خودم
و بعد سه سال كه فهميدم نميدونم از كجا يه مگس اومد رو سرم
كاراي زشت كردو رفت من با اينكه ميديدم امپر سر جاشه
ولي امر بهم مشتبه شده بود كه ماشين جوش اورده
( خريت و اين حرفا ديـــــــــــــــگه )
واستادم گوشه ي خيابون لامصب اين قدر هم شلوغ شده بود
كه به زور يه سوراخ پيدا كردم كه ماشين و اونجا بذارم
بعدش هم مثل يه مثلا اقا يدالله پريدم كاپوت ماشين و زدم
بالا تو اون گرماي ۵۶۴۶۵۴۵۴۵۶۴ درجه وايسادم
مثلا اين كوفتي خنك بشه و بعد نيم ساعت يواش يواش درش
و باز كردم ديدم اينكه پر از اب پس چه مرگش بود كه صدا ميداد
نفهميدم و راه افتادم گفتم يه كوفتي ميشه ديگه كارت و گرفتم
و هن و هن كنان خودم و رسوندم خونه و به اطلاع
جد بزرگوارمون رسوندم كه : باباااااااااا ماشين صدا ميده
ددي جان بعد نگاهي كوناه به سر و گوش ماشين فرمودند
اگزوز تان به رحمت ايزدي رفت من كه چيزي نگفتم
ولي شوما كه غريبه نيستي فكر كنم واسه اين اگزوز مرد
كه من از رو اين سرعت گير گنده ها با سرعت ۱۲۰
رد ميشم هر دفعه هم يه چيزي دامبي صدا ميداد
نگو اگزوز بوده هه هه هه هه
اي خدا اگه بدونين چقدر ارزوي ديدن ۸ تير و دارم ششم امتحان خودم تموم ميشه
فهتم نگار كنكورشو ميده و هشتم ديگه ما جزو بنده هاي ازاد خدا هستيم
لطفا بشينين يه دعايي چيزي بخونين من حس درس خوندن پيدا كنم
بدجوري وضعيت بحرانيه خودم خيلي اذيت ميشم ولي اين
مغزم و شكمم اصلا نميذارن درس بخونم
مثل دو تا حيوون افتادن به جون من درس خون نميذارن كارم و بكنم :دي و :سي و : ...
احتمالا ديگه ميرم ميميرم تا همون هفتم يا هشتم
فعلا در غياب من دختراي خوبي باشين و هي دعا كنين من درس خون بشم
خدافظ
هم اكنون من از صحراي كربلا با شما صحبت ميكنم
كلا اين خدا از روز اولي كه من و ساخت اصلا
باهام حال نكرد تا همين حالا هرچي مصيبت
تو اين دنيا بوده يه طوري هوار كرده سرم همين الان كه دارم
اينا رو مينويسم از سازمانهاي مختلف باهام تماس ميگيرن
كه مصيبت نامه ي من و ازم بخرن تو روزاي
تاسوعا و عاشورا بخونن مردم گريه كنن
اون از هر هفته دندون در اوردنم
اينم از اين فرانك حيوووون كه هر روز يه دردسر و بدبختي براي من ميسازه
خبر مرگ دوشنبه از كلاس جيم زدم كه زودتر بيام خونه
چون سه شنبه گور مرگم و بايد ميرفتم بازديد
( توف تو گور هرچي بازديد و بازديد كننده ست )
گفتم شايد بنزينم كم باشه رفتم خونه نگار و برداشتم رفتم پمپ بنزين
شما كه غريبه نيستين من با اين سن اندازه ي گور خر افريقاييم نميتونم بنزين بزنم
بنزين زديم تموم شد داشتيم جنازمونو مي اورديم خونه
كه يه پسره ي حيووون الاغ و وحشي از راست كوبيد به گلگير
و د برو كه رفتي همين طوري سوار بر خر مراد
گاز شو گرفته بود داشت ميرفت ما هم كه اين قدر هيجان زده بوديم
كه شماره ي ماشين و ميديدم اما نميديدم
از اونجايي كه من خيـــــــــــــــــلي دست فرمونم رديف و خيلي كار درست
پيچيدم جلوش و حيون گرفتم ولي چون خر چموشي بود
كوبيد به ماشينم و چون وحشي هم بود دنده عقب گرفت
دوباره اومد زد به ماشينم نگار هم پريد رفت پايين
درست همون موقعي كه پسره سر ماشين و انداخت وسط خيابون
كه بره رفت جلوي ماشينش وايساد كه نتونه بره بعدشم
سوئيچ شو برداشت و من زنگ زدم به 110
تو اين فاصله كه نگار مشغول بحث با پسره بود
كه هي عربده ميكشيد من نزدم به شما شما زدين به من
( ما زديم بهش ولي اون چون خيلي جوانمرد و از اين حرفا بود
داشت فرار ميكرد كه مجبور نشيم بهش خسارت بديم )
اره تو همين فاصله پسره زد تو گوش نگار كه سوئيچ من و بده من نزدم مي خوام برم
از اون طرف خيابون دو تا دريده اومدن اين سمت كه ميـــــــــــــــــلاد چـــــــــــي شد؟؟
ميلاد : اينا زدن به من
دختره : چرا زدين به ماشين ما ؟
من : گمشو بابا
دختره :......
من : ..........
يه دختره ي ديگه :...............
من و نگار :..................
( اگه فكر كردين منظورم ازاين ....... فحش اشتباه كردين منظورم
دقيقا گيس و گيس كشي و فحش و بد بيراه و كتك و كتك كاريه )
بايد در نهايت خفت اعلام كنم كه بيشتر از اينكه بزنيم خورديم
( اخه تا حالا از اين موارد پيش نيومده بود برامون
و اين دوتا اولين دختراي اين مدلي بودن كه در طول عمرم ديده بودم )
اون وقت ما تو سال 2008 به خاطر تصادفي كه مقصر هم نبوديم كتك خورديم
صلواااااااااااااات
بعد 35484210 سال از راهنمايي رانندگي و گشت يه ماشين اومد
و ماشين اون رواني و بردن پاركينگ و تو صورت جلسه هم نوشتن
كه اين مردك ما رو زده چون دريده خانوما در رفته بودن
اين چند روز هم همه ي وقتمون تو پزشكي قانوني دادگستري دادگاه و كلانتري ميگذره
و امروووز در نهايت خوش وفتي و خوش بختي فهميديم
اونا بدون اينكه 1 ريال خسارت ماشين به ما بدن به خاطر داشتن
يه اشناي عوضي كه قاضي بوده با حكم قاضي ماشين شون
و از پاركينگ برداشتن بدون اينكه كسي از ما به عنوان شاكي چيزي بپرسه
و تازه اقاي رواني از من و نگار و پدرم و برادرم شكايت كرده
كه كتكش زديم حالا هر چي به پدر و مادرم اصرار ميكنم
بابا تا دوشنبه كلي وقت هست يه برادر برامون درست كنين
ببريم تو كلانتري تحويلشووون بديم
اينه مملكت ما اينه قانون ما اينه مجري قانون ما
ولي يه چيزي رو خوب فهميدم فهميدم بايد هر جايي كه حقم و خوردن
سرمو مثل بچه ي ادم بندازم پايين و بگم نوش جونت
حالا هي تو اين كلانتري ميگن شما براي چي جلوي ماشين
و گرفتين شماره شو بر ميداشتين كافي بود
خود ماشين و داديم دستتون نتيجه اش اين شد شماره شو ميدادم كه ديگه هيچي
خيلي بهم برخورده خيلي ناراحتم خيــــــــــــلـــــــــــي