که معمولا سيد نيز بود به ابادي ما مي امد و ميگفت روزي بشود كه موي سر مردان و زنان يكي شود و
كفش زن و مرد يكي شود و گفت و گفت و گفت تا به اينجا يادم هست رسيد كه روزي بشود زنان در راس
همه ي كارها قرار گيرند و مردان حسرت به دل بمانند و
خيلي چيزهاي ديگر كه بعضي از انها يادم نميايد از
جمله ميگفت مهريه ي زنان روزي برابر وزنشان ميشود
(( امروز تقريبا همه ي انها درست از اب در امده، از بانكها ادارات كشاورزي و جهاد سازندگي ، نيروهاي
مسلح خصوصا نيروي انتظامي ، مخابرات ، وزارتخانه ها ، حتي مغازه ها و
تازگي رانندگان تاكسي همه و
همه را زنان تشكيل ميدهند .
بعضي از زنان و مشاغل انها كجا و زندگي فاطمه زهرا (ص) كجا ؟ ما فقط
اسما خودمان را به امام صادق (ع) مي چسبانيم.
همه اين سختي ها و مشكلات ميگذرند و روز قيامت فرا ميرسد
اينك تقريبا بيشتر جوانان چه تحصيلكرده چه كم سواد در حاشيه
قرار گرفته و منتظرند زنان شب به خانه بر گردند
يا بهتر بگويم زنشان از سر كار بيايد و پولي به انها بدهد
ايا فاجعه از اين هم بدتر ميشود؟ متاسفانه مسئولان
هم با غرور اعلام ميكنند بيش از 60% دانشجويان
را دختران تشكيل ميدهند. نميدانند كه دارند به فاجعه نزديك مي شوند.
انچه در بالا خوانديم متن نامه ي يك هم وطن است كه احتمالا
هنوز در دوران پارينه سنگي زندگي ميكند
و اعتراض دارد كه چرا زنان همه ي مشاغل حتي رانندگي تاكسي
را هم اشغال نموده و مانند حضرت فاطمه
در خانه نمينشينند و بچه هايشان را بزرگ نميكنند
و به كله ي خالي از عقلشان خطور نميكند كه زنان عاشق
استراحت هستند و اگر زمانه وادارشان نميكرد پيه
برخورد با عقب افتاده هايي امثال اين دوست عزيز را به تن نميماليدند
و اگر اقايان عزيز و محترم و با كمالات جامعه ما تحتشان
اين قدر گشاد شده كه به دنبال شغلي نميروند و در
خانه منتظر ميمانند تا همسرانشان پولي به انها بدهند تقصير زنان نيست
مشكل از بي غيرتي مردان است و نمي فهم
كه چرا اين مهريه ي كوفتي كه هم كه تنها حق زن و است و به
هزار علت در نهايت چيزي به او نميرسد اينقدر اقايان را ميسوزاند
بله فاجعه نزديك است با وجود چنين متحجراني نميشود
گفت فاجعه نزدیك است بايد گفت ما در عمق فاجعه هستيم
ان هم درست در عصر و قرنی كه در كشورهاي ديگر زنان
مهمترين مشاغل را دارند مردان تنگ نظر ايراني
كوچكترين شغلها را هم براي زنان حرام ميدانند
و ادامه تحصيل در دانشگاه ان هم در شرايطي که همه ميدانيم
در نهايت اينده اي براي فرد در بر ندارد چرا
باعث ناراحتي شماست؟
احتمالا شما شخص محترم يكي از ان پدران با فرهنگي هستي
كه نظرت اين است كه دختر بيچاره ات همين
قدر كه بتواند پاي عقد نامه را انگشت بزند سواد كافي دارد
واي به حال زن و دختر تو
و افسوس که هنوز اینجای کاریم
يا سپهر اصفهان مياد اينجا
اگه دانشجوي اين دو دانشگاه هستين كه خوب خودتون ميدونين توشون چه خبره
اما اگه دنبال اطلاعات ميگردين بايد بگم اشتباه ما رو تكرار نكنين چون اصلا ارزشش رو ندارن
خود من هم پارسال كلي دنبال يه عكس يا خبر در مورد اين دو تا دانشگاه بودم كه تلاشم بي نتيجه بود
همين جا بهتون ميگم
سپهر اصفهان يه دانشگاه فوق العاده كوچيك با يه ساختمون درب و داغونه( حداقل پارسال
زمستون كه اين طوري بود ) با يه سري مسئولين بي ادب و بد اخلاق و كلي سوراخ موش رو ديواراش
و مارليك نوشهر به عنوان يه دانشگاه ساختمون مجزا نداره
صبح ها دبيرستان پسروونه ست بعد از ظهر ها دانشگاه ميشه
پس خودتون و به خاطر از دست دادن اين دو تا دانشگاه اصلا ناراحت نكنين
همينا ديگه اگه سئوال ديگه اي دارين بعدا بپرسين
( ميدونم نظر خواهي و ميبندم ولي حتما يكي از نظر خواهي ها باز هست )
سلام
اگه فكر كردين اين قهوه ۲ تا امتحان داده حالا فكر كرده شاخ غول و شكسته و داره استراحت ميكنه
ما به شما ميگوييم كه اشتباه ميكنيد
قهوه از دو روز بعد از امتحانات با دندانهايش درگير است
همه ي دندونام مردن رفتن پي كارشون و كارم شده نشستن تو دندون پزشكي
و امپول بي حسي خوردن و دندون پر كردن
و هر دفعه هم شنيدن اين جمله : تو بايد دندون عقلت و بكشي
قهوه : حالا وقت هست
دكتر همين الان هم نظم دندونات و بهم زده
قهوه تو دلش : وااااي اصلا به تو چه
قهوه : حالا اول اينا رو درست ميكنم بعـــــــــــــد ميريم سراغ اين دندوناي بي خاصيت
۲۵ رووووز از روزي كه امتحان اولم و دادم گذشته ولي هنوز نمره نيومده
از شنبه هم دوباره ترم تابستونه شروع ميشه تا اول شهريور
همش تو امتحانات به خودم ميگفتم بعد امتحان ال ميكنم بل ميكنم
ولي هيــــــــچ كاري نكردم بغد از او تصادف مسخره هم
جرئت رانندگي تو شهر نفرت انگيز خودم و از دست دادم
هر بار كه مجبور شم برم بيرون و كارم تو شهر باشه با ترس و لرز ميرم و بر ميگردم
و امكان هم نداره كه اين وسط حداقل ۲ يا ۳ نفر رو اعصاب ادم راه نرم و
ببخشيد نرينن به روان ادم
حالا هي اين مسئولين دهن شون و پر ميكنن كه بعـــــــــــــــــــله تو غرب از زن استفاده ي
ابزاري ميشه اينجا خانوما اين قدر اين قدر تو رفاه و ارامشن
اونجا از هر ۳ تا بچه يكيش حروم زادس اينجا اصلا از اين چيزا نداريم
تجاوز و همجنس بازي و دزدي و قتل و .... هيچ كدوم تو مملكت اسلامي ما نيست
ملت همه ي فكر و ذكرشون اينه كه به حق مسلمشون كه همانا نه ازادي بيان و نه
يك تكه نان براي زهرمار كردن و نه هوا براي نفس كشيدن و نه اختيار براي نوع لباس
كه انرژي هسته اي ميباشد برسند اســـــــــــتت
و اينكه تو تموم كتابا و فيلمها و مجلات و اعلاميه ها و .... خانوما هميشه تو اشپزخونه هستن اصلا
به معناي استفاده ي ابزاري از خانومها نيـــــــــست
كه ما نبي خداوند بر زمين هستيم و مصلحت زنان
كه مويشان بيشتر از مغزشان هست را بهتر ميدانيم
اصلا اينا چه ربطي به حرفاي من داشت نميدونم
اين جمهوري ا.س.ل.ا.م.ي پارازيت انداخت رو برنامه اييش بي پدر
راستي اون جريان تصدافم و كه يادتونه خوووووب بعد از اينكه مراجع مختلف 4 ماه مدام ما رو پاس دادن به
همديگه در نهايت يه قاضي اشغال عوضي اومد و براي و من و نگار 2 ماه
حبس نوشت تو بند نسوان لطفا به
نسوان خيلي توجه كنين چون اين جيگر هم خيلي روش تاكيد داشت
جالب هم اينجا بود كه وقتي من يا نگار باهاش
حرف ميزديم اصلا ما رو پشم هم حساب نميكرد جز با وكيلمون
با كسي همكلام نميشد وكيل بي نوا كلي زحمت
كشيد كه بهش بفهمونه ما تقصيري نداشتيم در نهايت قاضي اشغال
چون خيلي عادل بود گفت صلح كنين وگرنه
دختراتون و ميفرستم بند نسوان
اون روز خيلي ناراحت شدم ولي الانه ديگه كاملا برام بي تفاوت شده
ولي يه چيزي و مطمئنم تا روزي كه قرارتو
اين مملكت كثيف باشم حاضر نميشم يه بچه ي بي گناه و به دنيا بيارم
براي ارضاي خودخواهي خودم
راستي رتبه ي نگار شده 817 همه ي درصدهاش پايين تر از چيزي شدن
كه خودش اون شب بعد از تصحيح پاسخنامه اش فكر ميكرد زده
منم يه سفر كوچولو رفتم همدان بعدا ميام تعريف ميكنم
قسمتهايي كه مال قبل از تصادف و 1000 سال پيش نوشتم ولي حوصله نميكردم بذارم تو وبلاگ
الانم اعصاب ندارم
خدافظ