اذیتم میکنن ( که خوشبختانه تعداشون خیلی زیاد هم هست )
اینقدی بهتون میگم تموم تصورات و رویاها و برنامه های قهوه برای
زندگی ایندش خراب شده و قهوه دلشم می خواد
یه خون و خونریزی فجیع راه بندازه و مسببینش و تیکه تیکه کنه
ولی چون زورش به هیشکی نمیرسه تموم کارش شده یه گوشه نشستن
زار زدن مث احمقا
داره تلاش میکنه همه چی و عوض کنه ولی نمیشه